تبليغاتX
 یک عاشق


 

نوشته شده توسط مرجان در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 22:15 موضوع | لینک ثابت


      

 شايد آن روز كه سهراب نوشت :

تا شقايق هست زندگي بايد كرد  

 خبري از دل پر درد گل ياس نداشت  

 بايد اينجور نوشت : 

 هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست !

 

دادگاه عشق : قسمم قلبم بود .

وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و

دلسوختگان قاضی نامم را بلند خواند

 و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد

و من محکوم شدم به تنهایی و مرگ ...

کنار چوبه ی دار از من

خواستند آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم به تو بگویند :

    دوستت دارم ...

    

  قلبم می گفت :

دوستش بدار

 پاهایم می گفت : 

به طرفش برو 

 دستهایم میگفت : 

در آغوشش بگیر 

 اما قلبم می گفت :

 غرورت را از دست مده !


 

نوشته شده توسط مرجان در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 17:51 موضوع | لینک ثابت


رفاقت


 

نوشته شده توسط مرجان در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 18:28 موضوع | لینک ثابت


عشقولانه

 mahan_online

حتي به خودت هم دل مبند  . مي رسد روزي كه حتي نگاهت را نمي شناسي

  mahan_online

دوستت دارم

مي دوني چرا تا حالا بهت نگفتم دوست دارم ؟ چون مي ترسم مي ترسم اگه بدوني كه چقدر دوستت دارم از شدت خوشحالي جون بدي و ديگه مال من نشي

  mahan_online

ماه زندگي

همه آدم ها شب رو اميد ديدن روز دوست دارند اما من  شب  رو به اميد ديدن تو دوست دارم آخه تو شب ها تو آسمون مي درخشي مي دوني چرا؟ چون تو ماه زندگي مني و اونقدر قشنگي كه خدا دلش نمياد فقط براي من بتابي به خاطر همين توي شب هاي سياه تو مي شي ماه تموم آدم ها

  mahan_online

آبي

آبي ترين آب ها در آبي بودن دلي چون آي عشق من رنگ آبي به خود مي گيرد و آبي آسماني را به رخ تمام رنگ هاي دنيا ميكشد آبي باشيد آسماني بمانيد

  mahan_online

زيباترين

وقتي گريه مي كني رنگ صورتت پاك مي شود اشك هاي تلخ زيبايي ات را به تاراج مي برند وقتي مي خندي اما انگار رنگين كمان را بر رخت نقاشي كرده اند بخند كه زيباتريني

  mahan_online

اشتباه

به تو تكيه كردم غافل از اينكه تو خودت متكي به بادي

  mahan_online

مثل اشك

وقتي سرت رو مي ذاشتي رو شونه هام اشك مي ريختي عاشق اشك هات مي شدم ولي هيچ وقت فكر نمي كردم كه مثل اشك هات يه روزي از چشم هات مي افتم

  mahan_online

رفتي

خنديد خنديدم گريه كردي گريه كردم شاد بودي شاد بودم  غمگين شدي غمگين شدم رفتي .... من؟....ماندم

  mahan_online

بالاخره

شك نكن ما به هم مي رسيم شايد اينجا نه ... ولي......شايد.....اما....اگر....حتي....حتما....بالاخره....به هم مي رسيم

هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند

نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

www.taranome-ashk.blogfa.com

دوستت دارم فرهادم

       


 

نوشته شده توسط مرجان در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 18:21 موضوع | لینک ثابت


 


 

نوشته شده توسط مرجان در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 11:20 موضوع | لینک ثابت


 


 

نوشته شده توسط مرجان در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 11:17 موضوع | لینک ثابت


 پسر به دخترگفت : دوستم داری ؟! اشک ازچشمای دختر جاری شد ،    

   می خواست بره که پسر دستشو گرفت و اشکاشو پاک کرد و گفت

   اگه دوستم نداری اشکال نداره مهم اینه که من دوستت دارم و طاقت

   دیدن اشکاتو ندارم  دختر سرشو پایین انداخت و گفت : میدونی چیه ؟

   من دوستت ندارم ! من ... من بدجوری عاشقت شدم .

   پسردستای دخترو رها کرد و باقیافه ای غمگین از دختر جدا شد .

   دختر فریاد زد : مگه دوستم نداری ؟؟ چرا داری میری ؟

   پسر جواب داد : چون دوستت دارم می خوام تنهات بذارم

   دخترگفت : فکر کنم شنیده باشی که می گن عاشقی که تنها باشه     

   توی دنیا نمی مونه !!! تو که دوست نداری من بمیرم هان ؟؟؟

   پسرگفت : آنقدر دوستت دارم که نمی خوام به خاطرمن مرتکب گناه بشی !

   چون میگن عشق یه جورگناهه . دختر : اماعشقم پا که !

   پسر  فریاد  زد : عشق  پاک  دیگه  هیچ  جای  دنیا  پیدا  نمیشه  و

   دختر و  برای  همیشه  تنها  گذاشت .

   


 

نوشته شده توسط مرجان در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 ساعت 15:14 موضوع | لینک ثابت


واااااااااااااااااااااااای نانسی

 

 

چطوره؟

 


 

نوشته شده توسط مرجان در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 ساعت 0:50 موضوع | لینک ثابت


عشق داریم تا عشق

دوستت دارم دوستت دارم

چه طوري بگم دوستت دارم

زندگي را دوست دارم               اما نه در قفس

   بوسه را دوست دارم                اما نه روي هوس

  تو را دوست دارم                     تا آخرين نفس

 

وقتي دل کسي را شکوندي يه ميخ بزن تو ديوار...


وقتي دلش رو بدست آوردي ميخ رو از ديوار بکن...


ولي چه فايده که جاي ميخ روي ديوار مي مونه

گفتم دوسم داري

گفت اره

گفتم

چند تا؟

دستاتشو برد بالا و بازشون كرد

توي دستاش خالي بود!؟!!؟!؟؟!

 


 

نوشته شده توسط مرجان در شنبه بیستم مرداد 1386 ساعت 17:24 موضوع | لینک ثابت


 

 


 

نوشته شده توسط مرجان در جمعه نوزدهم مرداد 1386 ساعت 18:38 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting